السيد جعفر السجادي
333
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
باشد . « 1 » ملا صدرا مىگويد اكثر ملتهايى كه صاحب علوم و صنايع لطيفه و ادبيات و رياضياتاند مانند مردم فارس ، عراق ، شام ، روم و هر قومى كه در بين آنها علوم دقيقه و صنايع لطيفه و آداب حسنه وجود دارد عارى از اين نوع عشق نمىباشند و ما هيچ كس را كه داراى دلى لطيف و طبعى دقيق و ذهنى صاف و نفسى رحيم باشد نمىيابيم كه دلش در طول عمرش خالى از اين گونه محبتها باشد . « 2 » و لكن در مىيابيم كه نفوس خشن و دلهاى سخت و طبايع ستمگر مانند اعراب ، اكراد ، اتراك و زنجيان عارى از اين گونه عشقها هستند و تنها عشق آنها در حدّ عشق مردان به زنان است و زنان به مردان در حد نكاح مانند طبايع ساير حيوانات . اما غايت در اين گونه عشقها يعنى عشق به ظرفا و زيبارويان عبارت از تربيب پسران و تعليم و تهذيب آنها است . يعنى عاشق به معشوق خود سعى مىكند علم بياموزد ، ادب بياموزد ، هنر و حرفه بياموزد ، صنعتهاى دقيق بياموزد و آداب حميده بياموزد ، اشعار زيبا بياموزد ، نغمههاى خوب بياموزد ، داستانهاى خوب اخبار و حكايات و احاديث و غيره بياموزد . زيرا جوانان و نوجوانان موقعى كه به حد رشد رسيده از تربيت پدر و مادر بىنياز شدند نيازمند به تعليم استادان و معلمان خواهند بود كه قهرا به آنها با نظر محبت و اشفاق بنگرند تا با علاقه و ميل آنها را تربيت كرده علوم و صنايع آموزند . ملا صدرا مىگويد از همينرو است كه محبت پسران زيبا دردل علما و معلمان و حكما جاىگير مىشود و اين عنايت ربانى است كه محبت آنها را در دل حكيمان و علما مىاندازد تا همين محبت داعى آنها باشد بر تعليم و تربيت و فنآموزى و اگر اين امر نبود خداوند چنين محبتى در دل خلق به وجود نمىآورد پس بايد اينگونه عشقها در دلها راسخ شود در دلهاى دقيق . ملا صدرا مىگويد ما خود شاهد اين گونه آثار و فوايد بودهايم و بنابر اين ، اين نوع از عشق را بايد از فضايل نفسانى به حساب آورد و نه از جمله رذايل . ملا صدرا گويد قسم به جان خودم كه اينگونه عشقها انسان را از تمام هم و غم و گرفتارىها فارغ و خلاص مىكند ، فقط هم او يك هم مىشود كه عشق باشد . و آن همّ واحد ، رؤيت صورت زيباى جوانى است كه مظهر جمال و آثار رحمت حق است كه فرمود « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » و « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » و اين عشق اگر منشأ افراط در شهوت حيوانى نباشد و بلكه تنها تحسين كردن و لذت بردن از اندام متناسب و حسن اخلاق و تناسب حركات و غنبح و دلال محبوب باشد در اين صورت از جمله فضايل است و اين نوع عشق دلها را رفيق و ذهنها را تيز و نفسها را بر ادراك امور شريفه بيدار مىكند و از اين رو است كه بين مشايخ و مريدان آنها نخست عشق به وجود مىآيد و گفتهاند عشق عفيف وافىترين سبب است در تلطيف نفس و تنوير قلب و در روايات است : « ان اللَّه جميل يحبّ الجمال » و
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 150 - 164 . ( 2 ) همان ، ص 172 .